محمد حسن خان اعتماد السلطنه
825
چهل سال تاريخ ايران ( فارسى )
مىسازد كه ناصر الدين شاه مراقب آمد و شد ديگر ايرانيانى كه در اروپا سفر مىكردهاند بوده و نسبت به آنها نوعى توجه و تفقد روا مىداشته است . مواردى را كه قابل ذكرست مىآورم . يكى ابو القاسم خان همدانى ( نوهء ناصر الملك ) است ، كه بعدها چندبار به وزارت و پس از آن به نايب السلطنگى رسيد . در آن روزگار كه جوانى كمسال بود از ايران به قصد تحصيل به اروپا آمده و شاه در چندجا نام او را آورده و گفته است كه كيست و به چه سبب مسافرت مىكند . ( از جمله 191 ) ديگرى مرتضى قلى خان ( پسر مخبر الدوله ) است كه بعدها لقب صنيع الدوله يافت و به وزارت و رياست مجلس رسيد و درين سمت كشته شد . در موقع سفر ناصر الدين شاه در برلن تحصيل مىكرد و يك بار به حضور شاه مىرسد . ( صفحهء 107 ) ديگرى رحيم خان ( پسر حكيم الممالك ) است كه در لندن زبان انگليسى تحصيل مىكرده و به هنگام بازديد شاه از اكسپوزيسيون پاريس در آنجا بوده است . شاه مىنويسد : « والى حال در لندن مشغول تحصيل زبان انگليسى بوده و زبان را خوب آموخته است . » ( صفحهء 132 ) . رحيم بعدها در دربار بود و هموست كه تاريخ ايران تأليف مارخام انگليسى را براى شاه ترجمه كرده و من آن را به چاپ رسانيدهام و آنچه از احوالش يافتهام در مقدمهء آن گنجانيدهام . ( تهران ، 1364 ) نام حسين خان پسر ميرزا يوسف مستشار ( صفحه 182 ) را هم مىآورد . حسين خان در انگليس و فرانسه تحصيل طب كرده بود ، ديگر نام ميرزا على حكيم ( صفحه 185 ) و على خان خواهرزادهء مخبر الدوله را كه محصل مدرسهء نظامى در پاريس بود ( صفحهء 162 ) درين سفرنامه مىبينيم . اينها كسانى بودهاند كه بعدها در دستگاه ناصرى صاحب مقام شدهاند . از ايرانيان ديگرى كه نامشان آمده عبد الوهاب گيلانى ( صفحات 143 ، 235 ) و ميرزا محمد على كاشى ( صفحه 62 ) قابل ذكرست . ميرزا محمد على كاشى هموست كه در قفقاز مقاطعهكار راهسازى بود و بعدها با طالباف دوست شد و نسبت به او محبت و التفات داشته است و در سرگذشت طالباف اسمش آمده . حاجى شيخ قزوينى ايرانى ديگرى است كه به نامش اشاره شده چون بانى پلى بر روى رودى نزديك تبريز بوده و ازو ستايش خوبى كرده است ( صفحهء 25 ) . نام ميرزا كريم خان سرتيپ سابق فوج فيروزكوهى را هم به مناسبت آنكه شنوده بود كه به پاريس آمده است مىآورد و از قول سپهسالار ميرزا حسين خان مىنويسد : « گفت من اذن داده بودم كه براى معالجهء خودش اينجا بيايد . » ( صفحهء 166 ) اينك نگاهى گذرا به فوايد تاريخى اين سفرنامه از لحاظ تاريخ شهرهاى ايران و نكتههاى جغرافيائى آن مىافكنيم . ضمنا بايد گفته شود كه چون اين سفرنامه دومين سفرنامهاى است كه ناصر الدين شاه دربارهء فرنگ نوشته خود در چند جاى آن به تأكيد متذكر شده است كه از تكرار مطالب پرهيز مىكند ( از جمله صفحههاى 75 ، 107 ) . دربارهء ساختمانهايى كه در آن عهد شهرتى داشته و امروزه يا از ميان رفته و